Wordle فارسی · Archive

همه کلمات

1,912 کلمه روزانه و در حال افزایش

#1912۲۲ شهریور ۱۴۰۵
?????
کلمه امروز — بازی کنید تا آشکار شود!
#1911
مراتب
مراتب
اسمجمعِ «مرتبه»؛ یعنی درجه‌ها و سطح‌ها یا رتبه‌های مختلفِ یک چیز یا افراد.
#1910
شمارش
شمارش
اسمعمل شماریدنِ چیزها یا افراد برای دانستن تعداد آن‌ها.
#1909
املاک
املاک
اسمدارایی‌های غیرمنقول مانند زمین و ساختمان؛ ملک و مستغلات.
#1908
شستشو
شستشو
اسمعمل شستن و پاک کردن چیزی با آب یا مواد شوینده.
#1907
تجدید
تجدید
اسمدوباره انجام دادن یا تازه‌کردنِ چیزی؛ مانند تمدید یا نوسازی.
#1906
متحمل
متحمل
صفتکسی که چیزی را تحمل می‌کند و بار یا سختی را بر عهده می‌گیرد.
#1905
تجربه
تجربه
اسمتجربه یعنی چیزی که با انجام دادن یا گذر زمان یاد می‌گیری و در زندگی به کار می‌بری.
#1904
تعطیل
تعطیل
صفتروز یا زمانی که کار و فعالیت‌های رسمی انجام نمی‌شود؛ تعطیلی.
#1903
تعلیم
تعلیم
اسمآموزش و یاد دادنِ دانش یا مهارت به کسی.
#1902
موجود
موجود
صفتحاضر و در دسترس؛ یعنی چیزی که الان وجود دارد یا در انبار هست.
#1901
خواست
خواست
اسم«خواست» یعنی خواسته یا میل و ارادهٔ کسی برای داشتن یا انجام دادن چیزی.
#1900
خجالت
خجالت
اسماحساس شرم و معذب‌بودن از کاری یا در برابر دیگران.
#1899
مشهور
مشهور
صفتکسی یا چیزی که در میان مردم شناخته‌شده و معروف است.
#1898
خدمات
خدمات
اسمکارها و سرویس‌هایی که برای کمک یا رفع نیاز دیگران ارائه می‌شود.
#1897
اقدام
اقدام
اسمعمل یا کاری که برای رسیدن به هدف انجام می‌شود؛ دست به کار شدن.
#1896
نفرین
نفرین
اسمدعایی یا سخنی برای بدبختی و زیانِ کسی؛ لعن و نفر.
#1895
مزدور
مزدور
اسمکسی که برای مزد کار می‌کند؛ در گفتار روزمره اغلب به معنی «مزدبگیر/عاملِ وابسته» به کار می‌رود.
#1894
مسئول
مسئول
صفتکسی که وظیفه یا اختیار انجام کاری را دارد و در برابر آن پاسخگوست.
#1893
زاویه
زاویه
اسمزاویه یعنی گوشه یا فاصلهٔ بین دو خط یا دو سطح که به هم می‌رسند.
#1892
مهاجم
مهاجم
اسمکسی یا چیزی که به دیگران حمله می‌کند یا برای آسیب‌زدن و پیشروی یورش می‌برد.
#1891
رهایی
رهایی
اسمآزاد شدن یا نجات یافتن از بند، گرفتاری یا محدودیت.
#1890
حکومت
حکومت
اسمدولت و ادارهٔ سیاسی یک کشور؛ مجموعه نهادهای حاکم که کشور را مدیریت می‌کنند.
#1889
پنجره
پنجره
اسمبازشویی در دیوار یا سقف که با شیشه یا قاب پوشیده می‌شود و نور و هوا را به داخل می‌آورد.
#1888
سردار
سردار
اسمعنوانی برای فرمانده یا مقام ارشد نظامی؛ همچنین گاهی به‌صورت لقب یا نام خانوادگی به‌کار می‌رود.
#1887
سلاخی
سلاخی
اسمکشتن و تکه‌تکه کردن حیوانات برای گوشت؛ کارِ قصابی.
#1886
صنایع
صنایع
اسمبخش تولید و ساخت کالاها در کارخانه‌ها و کارگاه‌ها؛ صنعت‌ها.
#1885
محافظ
محافظ
اسمکسی یا چیزی که از فرد، مکان یا وسیله‌ای نگهبانی و حفاظت می‌کند.
#1884
تبدیل
تبدیل
اسمتبدیل یعنی عوض کردن یا تغییر دادنِ چیزی به شکل یا حالت دیگر.
#1883
همکار
همکار
اسمشخصی که با دیگری در یک کار یا محل کار همکاری می‌کند؛ هم‌پیشه یا همکار اداری.